امروز یکشنبه, ۶ اسفند , ۱۳۹۶
آخرین مطالب
4(23)

سخنرانی دکتر خسروپناه ـ نهضت حسینی و جبهه سازی انقلابی

ما هنوز جبهه انقلابی تشکیل نداده ایم
تاریخ خبر: شنبه, ۸ مهر , ۱۳۹۶

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم ثُمَّ إِنَّ رَبَّکَ لِلَّذینَ هاجَرُوا مِنْ بَعْدِ ما فُتِنُوا ثُمَّ جاهَدُوا وَ صَبَرُوا إِنَّ رَبَّکَ مِنْ بَعْدِها لَغَفُورٌ رَحیمٌ (سوره نحل آیه ۱۱۰) خدارو شاکریم توفیق نصیب همه ما شده است که عزادار سالار شهیدان باشیم. و دل اهل بیت را از اینکه همه ما برای آن امام غریب و مظلوم عزاداری می کنیم شاد بکنیم. بحث امشب ما بحث راهبردی است، بحث ضروری است؛ تا در جامعه آن را پیاده کنیم. موضوع بحث نهضت حسینی و جبهه سازی انقلابی است. همه شما می دانید ایران اسلامی در این ۴ دهه توانسته علاوه بر مقابله با ضد انقلاب و مخالفان نظام مثل سازمان منافقین و ضد انقلاب های متعدد که علیه نظام کار کردند به خصوص ۸ سال دفاع مقدس، یا همان جنگ سوم جهانی که بر علیه ایران راه افتاد، و همه کشور های شرقی، غربی و عربی علیه ایران متحد شدند؛ انقلاب اسلامی توانست مقاومت کند و مقابل همه ی آنها بایستد. علاوه بر این اگر انصاف داشته باشیم و واقعیت ها را درست ببینیم، ایران در این ۴ دهه پیشرفت های فراوانی هم داشته ، هم پیشرفت های علمی وهم پیشرفت های سیاسی و فرهنگی داشته است. همه اینها نمونه هم دارند مثلا در زمینه علوم جایگاه ایران رتبه ۵۰ و ۶۰ در رشته علمی داشت، اما الان در رتبه ۱۶ رسیده است. در انواع و اقسام نانو، سلول های بنیادی ، ماهواره و… یعنی انقلاب اسلامی در برابر حجمه ها رشد کرده است. بعضی وقت ها جامعه ای مقاومت می کند و درجا میزند ولی انقلاب اسلامی درجا نزد، رشد نیز کرد در حوزه های معنوی مثلا می گویند؛ جوانان ما عقب افتاده اند، فاسد شده اند. این حرف درستی نیست؛ اگر با قبل از انقلاب بسنجیم این سیر سعودی رشد معنوی را می بینیم، حضور جوانان در اعتکاف ها، روز های عرفه، شب های قدر و مراسمات حسینی ، نشانه ی عشق آن ها به اهل بیت و مسائل معنوی است. شما می بینید جوانان ما مدافع حرم می شوند، شهید حججی مقاومت می کند با صلابت اسیر می شود و زنده زنده سرش را جدا میکنند ولی عکس العمل منفی ، ذره ای ضعف نشان نمی دهد این نشان میدهد که گرایشات معنویت نسل سوم و چهارم ، تعلقاتشان به معنویات کمتر از نسل اول ودوم نیست. گاه شواهدی نشان میدهد که در حوزه سیاست، رشد بالاتر است. این مردم سالاری که در ایران است در هیچ کجای دنیا نمی بینید.یعنی این رشد فعالیت سیاسی و حضور مردم بی نظیر است، در دنیا در حوزه امنیت ایران امنیتش بیشتر از همه ی کشور های اروپایی است. ضریب امنیت در اروپا کاهش پیدا کرده است، اقتدار نظامی وقدرت و نفوذ ایران در منطقه بی نظیر است. ایران هم در برابر هجمه های داخلی و خارجی نظامی و… خوب توانست مقاومت کند و هم پیشرفت هایی داشته است. با این وجود ما شاهد آسیب هایی هستیم که در جامعه وجود دارد ما شاهد یک رشد قابل توجهی در مسئله طلاق هستیم، ازدواج جوانان روبه کاهش است ولی هنوز نظام خانواده در ایران اصالت دارد و اینکه در ایران این مسئله به بحران تبدیل شده، من معتقد نیستم. ولی در اروپا به بحران تبدیل شده است نظام خانواده مختل شده است، مثلا در سایت یونسکو خواندم ۶۵درصد بچه ها پدر ندارند. در غرب خانواده دچار بحران است ولی در ایران اینطور نیست، اما دچار آسیب هایی هستیم. آمار ازدواج کاهش پیداکرده است، سن ازدواج بالاست، آمار طلاق بالاست. بعضی ها از این روشنفکران در روزنامه ها این را نشانه توسعه یافتگی می دانند، می گویند هرچه کشور آمار طلاقش بالاتر برود کشور توسعه یافته تر شده است, عجیب است! بعضی از این فساد ها، اختلاس ها، رشوه خواری ها، فساد های اداری,کم کاری، این ها آسیب های بدی هستند. یک آمار بگویم، آمار انجام کار هرفرد درطول هفته در ایران ۱۲ ساعت کار مفید می باشد، ولی در ژاپن آمار فعالیت بین ۴۰ تا ۶۰ ساعت ، در کره ۵۴ تا ۷۲ ساعت است، اینها ضعف است، آسیب است، بد است. ایران به لحاظ مقاومت، مقاومت فوق العاده ای داشته و رشد کرده است و پیشرفت هایی داشته است ولی این آسیب ها را داریم و نمی شود سرمان در برف بگذاریم مثل کبک و بگوییم خبری نیست، سّرش چیست؟ چرا این آسیب ها را داریم؟ چرا در سیستم اداری وقضایی این آسیب ها را داریم؟ چرا در گمرکات این آسیب هار اداریم؟ چرا؟ جواب آن یک جمله است ما هنوز نتوانستیم ، جبهه سازی انقلابی درست کنیم ، جبهه نداریم شبکه فرهنگی نداریم ، بنده یک کار مطالعاتی شروع کرده ام در استان های مختلف ایران رفتم دیدم؛ در حوزه فرهنگی این آسیب ها زیاد و آثار مبارزه کم است. شبکه درست نکردیم، جبهه فرهنگی نداریم، جبهه علمی نداریم، عین اول انقلاب، عین اول جنگ؛ وقتی جنگ شروع شد یک عده از شهر های مختلف می رفتند و می جنگیدند ولی بعد به مرور زمان جبهه تشکیل شد ما کسانی که به ظاهر دلمان برای انقلاب و نظام می سوزد نیامدیم جبهه فرهنگی اقتصادی و اجتماعی تشکیل بدهیم. انسان هایی که فساد دارند گاهی اوقات جبهه دارند وقتی امام علی(ع) با مشکلات اقتصادی و فقر مواجه می شد خود حضرت می رفت درب خانه فقرا از نزدیک می دید، چرا؟ آیا نمی توانست به غلامش قنبر بگوید؛ قنبر برو درب خانه فقرا اطعام بده! چرا؟ سیستم درست میکردند خودش هم می رفت. امام حسین(ع) کتف هایش زخم بود که زخم شمشیر نبود ، بنی اسد از امام سجاد (ع) سوال کردند که این زخم چیست؟ حضرت فرمود این جای بارهایی است که پدرم شب ها به دوش می گرفت و درب خانه فقرا و مستمندان می برد و خودش به آن ها توجه می کرد. امام اگر از نزدیک با مردم ارتباط نداشته باشد نمی تواند درد مردم را احساس بکند. مسئول اگر از نزدیک ارتباط نداشته باشد نمی تواند بفهمد درد مردم چیست، باید ببیند مردم چه کاره اند و چه مشکلاتی دارند. ما جبهه فکری و فرهنگی ، اقصادی ،سیاسی درست نکردیم؛ نتیجه اش این می شود, آدم ها می آیند یک کار هایی انجام می دهند، دقیقا خلاف ارزش هایی که در انقلاب اسلامی مطرح بود، این آیه ای که ابتدای صحبتم مطرح کردم “آیه ۱۱۰ سوره نحل” است. فرمود: یک عده هستند رنج دیدند، بعد از این رنج ها مهاجرت کردند، بعد از مهاجرت جهاد کردند و بعد از جهاد صبر پیشه کردند. آن موقع مورد غفران الهی قرار گرفتند اگر قرار باشد ما نتوانیم این آسیب ها را حل کنیم هیچ چاره ای نداریم. یک مهاجرت و جهاد داشته باشیم، جهاد بدون جبهه امکان پذیر نیست؛ حضرت آقا بارها فرمودند: ما نهضت کردیم، ما نهضت اسلامی داشتیم، انقلاب اسلامی داشتیم ولی هنوز نتوانستیم دولت اسلامی تشکیل بدهیم. مقصودشان ازدولت فقط قوه مجریه نیست هان! قوه مقننه هم هست قوه قضاییه هم هست، فرمود: ما دولت اسلامی تشکیل ندادیم چه رسد به اینکه جامعه اسلامی درست کنیم و چه رسد به تمدن اسلامی، چرا ما نمی توانیم دولت اسلامی اسلامی تشکیل بدهیم؟ می دانید چرا؟ چون جبهه تشکیل نداده ایم در جنگ جبهه تشکیل دادیم، توانستیم جلوی دشمن را بگیریم، پیشرفت هم بکنیم، دشمن را مجبورش کنیم قطعنامه را بپذیرد اما درعرصه فرهنگی، اقتصادی ، در عرصه های مختلف نتوانستیم جبهه تشکیل بدهیم من میخواستم این را عرض بکنم امام حسین (ع) علت اینکه نهضتش به ثمر رسید این بود که جبهه درست کرد. مستند عرض می کنم چرا امام حسین پیروز شد و علامت پیروزی چیست؟ شیعه در زمان امام حسین(ع) و مقطعی بعد از امام حسین(ع) جزء ذلیل ترین و خوار ترین گروه بودند. اصلا شیعیان جایگاهی نداشتند، معاویه اگر می شنید کسی نامش علی است خانه را بر سرش خراب می کرد، اینطور بود به قتلش می رساند، این را امام باقر(ع) می فرماید، شیعیان را دست و پایشان را قطع می کردند. یک چنین وضعیتی بود. ولی قیام امام حسین سبب شد حرکتها اعتراضها، قیامها، قیام سیستان، قیام توابین، قیام مختار، قیام طباطبا، در اواخر قرن دوم قمری این نهضت حسین این کار را کرد. این قیامهای شیعه پشت سرهم ادامه پیداکرد. بعد از قیام شیعه حکومت شیعی شکل گرفت. حکومت ال بویه، حکومت مرعشیان، قبلش حکومت سربداران، جکومت مشعیان اینها حکومت شیعه بودند. همه اینها آثار قیام امام حسین بود. تاریخ این را میگوید. من این را نمیگویم. پس امام حسین پیروز شد، شکست نخورد. چرا امام حسین قیامش اثرگزاربود؟ که شیعه بی جان مرده ضعیف را به جایی برساند که قیام بکند. حکومت تشکیل بدهد. در تمدن اسلامی نقش داشته باشد. در فلسفه اسلامی، در ریاضیات، در پزشکی، در طبیعیات؛ همه ایرانی ها شیعه بودند. بوعلی سینا شیعه بود، زکریای رازی شیعه بود، خوارزمی شیعه بود، اکثرا شیعه بودند. البته این حرکت تمدن ساز شیعه این شد که بعدا اهل سنت هم مشارکت بکنند. و در تمدن سازی نقش داشته باشند. حکوومت ال بویه بیش از نصف کارگزارانش سنی بودند. ولی حکومت مال شیعیان بود. این مال قیام امام حسین بود. من یک وقتی در یکی از مراکز استانها۱۰شب در این باره صحبت کردم. که قیام امام حسین چه نقشی در تمدن سازی داشته، ۱۰ شب مرحله به مرحله تمدن سازی را در قرن ۳تا۶ و بعد قرن ۹تا۱۱ منشاش نهضت امام حسین(ع) بود، قیام امام حسین بود،امام حسین پیروز شد. شکست نخورد؛ میدانید چرا؟ چون امام حسین جبهه ساخت. خوب دقت کنید امام حسین به ۳ سوال پاسخ داد؛ سه سوال مهم، یک سوال اینکه چرا امام بیعت نکرد؟ می توانست بیعت کند با یزید بعد کاری با او نداشتند، چرا بیعت نکرد؟ سوال دوم؛ چرا امام خروج کرد؟ حالا بیعت نکرده خروج نکند. مثل عبدالله ابن عمر بشود، مثل ابن زبیر بشود، حالا در مکه یا مدینه یه گوشه بنشیند، مشغول عبادتش بشود. چرا خروج کرد؟ سوال سوم؛ چرا یارانی را فراخواند؟حالا خروج کرده، چرا دعوت میکند که دیگران کمکش کنند؟ سه تا سوال است، دقیقا امام سه سوال را جواب داده است. و وقتی جمع می کنیم، می بینیم امام یک جبهه ساخت. امام برای اینکه جبهه بسازد این کار را انجام داد، برای اینکه جبهه بسازد امام بیعت نکرد، برای اینکه جبهه بسازد امام خروج کرد، برای اینکه جبهه بسازد امام اصحاب ویارانی را فراخواند. برای چه جبهه ساخت؟ برای اینکه با جبهه سازی میتوانست اسلام را حفظ کند. اسلام امت جدش رادرست کند. اگر جبهه درست نمیکرد نمیتوانست؛ قیام ها شکل نمی گرفت، حکومت های شیعی پدید نمی آمد. تمدن اسلامی تحقق پیدا نمیکرد. حالا من این سه سوال را که عرض کردم مستند جوابهای امام را بدهم: سوال اول اینکه چرا امام بیعت نکرد؟ به فرماندار مدینه می گوید ایهاالامیر، انا اهل بیت النبوه و معدن الرساله و مختلف الملائکه و محل الرحمه و بنا فتح الله و بناختم. حضرت خودش را معرفی میکند، میگوید ای امیرمدینه! ما اهل بیت پیغمبریم ما معدن رسالتیم، محل رفت وآمد ملائکه هستیم. محل رحمت الهی هستیم. آغاز و انجام امورعالم به اذن الله بوسیله ما است. اما یزیدچه؟ یزید رجل فاسق، شارب الخمر، قاتل النفس فی المحرمه، معلن بالفعل؛ اما یزید یک آدم دیگر است. یزید مردی فاسقی است، شرابخواراست، نفوس محترمه را به قتل می رساند، نفوس بی گناه را می کشد. علنی فسق و فجوردارد، بعد فرمود: مثلی لایبایع بمثله، مثل من حسین نیست نفرمود حسین با یزید بیعت نمی کند، فرمود مثل حسین هم بایزید بیعت نمیکند؛ چه رسد من حسین باشم، و او هم یزید باشد. که معرفیش کرده است. امام حسین سخت می گیرد؛ در یک جایی فرمود که این حرف من نیست، حرف پیغمبر خداست، فرمود: اصلا حکومت برای خاندان ابوسفیان حرام است، پیامبر فرموده است. چطور با چنین کسی بیعت می کنید. پس چرا امام بیعت نکرد؟ چون بیعت با یزید است. بیعت با کسی است که حاکم اسلامی ذره ای از اسلام بهره ای نبرده است و خلافش را انجام می دهد. چرا امام خروج کرد؟ می توانست بیعت نکند، مثل عبدالله ابن عمربشود، مثل عبدالله ابن زبیر بشود، چراخروج کرد؟ این را خود حضرت جواب داد، فرمود: من خروج نکرده ام برای سرکشی، من خروج نکرده ام برای سرمستی؛ ” انی لم اخرج عشرا ولا بترا و لا مفسدا و لاظالما ” فساد وظلم قیام نکردم. و ” انما خرجت لطلب نجاحا و صلاح فی امت جدی محمد صلی الله علیه و اله وسلم” خروج من برای طلب اصلاح هست اینکه امت را از فساد بیرون بکشم خروج برای این است خب حالا که حضرت می خواهد خروج کند تا جامعه ی فساد را ببیند؛ دقت کنید یک وقت فسادی فردی است ، یک وقت فساد سیستماتیک است ، فساد نظام مند است خیلی خطرناک است، یک وقت در یک اداره ای کارمندی رشوه گرفته است یک کارمندی فساد دارد این را می شود درمان کرد نیاز به قیام ندارد. اما یک وقت یک اداره ای یک سازمانی فسادش سیستماتیک است نهادینه شده است یعنی اگر یک کسی پیدا بشود رشوه نگیرد، سالم باشد می گویند این آدم عقب مانده است. آدم سالم مومن متدین در چنین سیستمی اصلا نمی تواند بماند خُب، این راهش قیام است، این راهش مبارزه است و برای اینکه مبارزه جواب بدهد باید یارانی را بطلبیم. یعنی جبهه تشکیل بشود ، یارانی که دست به دست هم بدهند و بتوانند یک اتفاق خاصی ایجاد بکنند. چون در زمان امام حسین چند نوع اسلام وجود داشت، اسلام خوارجی، تکفیری و… الان هم میبینیم بعضی از این اسلام ها را ، همین داعشی ها اسلام تکفیری خوارجی هستند، این اسلام است یک اسلام غلط است. الان ما آدم هایی داریم اسلام اباحی گری اند یعنی هرجا فساد در جامعه باشد می گوید بابا عیب ندارد ، دلت پاک باشد. آدم هرچه می خواهد گناه بکند دهه محرم مجلس روضه امام حسین می رویم، گریه میکنیم، خدا می بخشد. این اسلام، اسلام مرجعی است اسلام اباحی گری است، یک اسلام اموی هم بود که اسلام التقاطی، انحرافی انواع و اقسام اسلام ها بود ولی امام حسین(ع) می فرماید : “فان سنت قد امیتت” سنت میرانده شده ” و انّ البدعت قد احییت” بدعت احیا شد. سنت پیغمبر رفته کنار به جای آن بدعت آمد. کار سالم و قانون مند کنار رفته است، کار همراه با رشوه، فساد جایگزین آن شده است. می گوید این وضعیتی است. حضرت وقتی با مردان ملاقات کرد استرجاع کرد، معمولا استرجاع مال وقتی است که کسی از دنیا رفته بعد میگویید: ” انا لله و انا الیه راجعون ” امام حسین برای اسلام استرجاع کرد فرمود: ” انا لله و انا الیه راجعون”. آقا وقتی یک فاسدی مثل یزید دارد حکومت می کند بر این امت، باید فاتحه اسلام را بخوانیم. امام قیام کرد، خروج کرد و یارانی را طلب کرد که بیایند دور حضرت را بگیرند تا جبهه تشکیل بشود. ای مومنین، ای مومنات، ای کسانی که برای این انقلاب دلتان می سوزد، ای کسانی که از بعضی آسیب های در جامعه نگرانید اگر جبهه فرهنگی، جبهه اقتصادی، جبهه سیاسی، جبهه علمی تشکیل نشود. ما نمی توانیم به دولت اسلامی برسیم بعد نمی توانیم به جامعه به تعبیر حضرت آقا و سپس به تمدن اسلامی برسیم. امام حسین جبهه تشکیل داد که در مقابل این سلطانی که فرمود:” مَنْ رَأى سُلْطاناً جائِراً مُسْتَحِلاًّ لِحُرُمِ اللهِ، ناکِثاً لِعَهْدِ اللهِ، مُخالِفاً لِسُنَّهِ رَسُولِ اللهِ” فرمود: در مقابل این بایستید چون اگر کسی چنین سلطان فاسدی را ببیند حالا یک وقت سلطان فاسدی است مثل یزید، یک وقت شما می بیند یک مدیران فاسدی هستند، کارگزاران فاسدی هستند. اگر به زبان یا عمل در مقابل آنها نایستید، امام حسین فرمود: “فلم یغیّر علیه بفعل ولا بقول، کان حقّاً علی الله أن یدخله مدخله” همان جایگاه جهنم اورا پیدا می کند آن آدم چون سکوت کرده اصلا مصداق نهی از منکر در برابر این گونه فسادها همین شیوه ای هست که امام حسین به ما نشان داد که ایجاد جبهه فرمود: “ارید ان آمُرَ بالمعروف و اَنهی عن المنکر” این امر به معروف و نهی از منکر با جمع کردن افراد و جالب است این را بدانید، نگاهی بکنید در بین اصحاب امام حسین یک شیعه اعتقادی مثل حبیب بن مظاهر در سپاه اسلام هست، یک عده شیعیان سیاسی اند آنها هم هستن در سپاه اسلام ، یک عده هستند اصلا گرایش عثمانی دارند، مثل زهیر بن قین ،آنها را هم حضرت آورده یعنی معلوم می شود حضرت جذبش حداکثری است. چون همه ی آنها یک وجه اشتراک داشتند و آن عدالت خواهی است ، چون عدالت خواهی را همه ی آن ها قبول داشتند. لذا یک شیعه اعتقادی با یک شیعه سیاسی ، با یک شیعه عثمانی ، حتی با یک اموی نظامی ، حُر، یک اموی بود اما اموی نظامی بود، ولی عدالت خواه بود و امام حسین (ع) جذبش کرد و این جبهه را امام حسین تشکیل داد. ما الان با آسیب بد حجابی در جامعه مواجه ایم، مادر چادری، دخترش در خیابان کنارش راه می رود بی چادر، بد حجاب. نمیخواهم بگویم هر دختری و خانمی که بد حجاب است بی حیا است، بی عفت است نه این را نباید بگوییم، اکثر این دخترها، دخترهای باحیایی هستند این دحترها، دخترهای با عفتی هستند. اکثرشان اینطوری هستند، قریب به اتفاق دختر هایی هستند که عاشق امام حسین هستند، عاشق اهل بیت اند، علاقه مند به زندگی خانوادگی اند اما پس چرا این روسری آن گونه می شود؟ حجاب به گونه ای دیگر؟ می دانید چرا؟ چون نگرش عوض شده است. چون جبهه انقلابی تشکیل نداده ایم، در مقابل ما یک جبهه ای درست کرده است، نگرش ها را عوض می کند. یادتان هست اول انقلاب ، اگر یک کسی خیلی متومل بود، سرمایه دار بود، خیلی ثروت زیادی داشت، یک ماشین گران قیمتی زیر پایش بود. این ماشینش را میگذاشت کنار، یک پیکان می خرید، چون سرمایه داری و تجمل گرایی این ضد ارزش بود، ساده زیستی ارزش بود می رفت ماشینش را عوض می کرد سوار پیکان می شد یا سوار ژیان می شد، که این ماشین ساده ای زیر پپایش باشد. الان چی؟ الان اگر جوان منزلی از خودش داشته باشد، می رود منزل را می فروشد برای اینکه ماشین دویست ، سیصد میلیونی بخرد، می گوید این کلاس دارد؛ ببینید ارزش ها چطور تغییر پیدا می کند. چرا رفتار ها عوض می شوند؟ چون نگرش ها عوض می شوند. صد تا پانصد فیلم سینمایی می سازند از این پانصدتا ، چهارصدو نودتاش در این خانه های تجمل گرای اشرافی ساخته می شود، گران ترین مبل ها را نشان می دهند گران ترین فرش ها را نشان می دهند، خب این جوان ها وقتی این ها را ببینند، خیال می کنند یعنی آرام آرام اینها ارزش اند وقتی نگرش عوض شد رفتار تغییر پیدا می کند، تجمل گرایی می شود ارزش، اشرافی گری می شود ارزش، بعد هم شعار این است؛ آقا اشکال دارد مردم ما در رفاه باشند؟ نه خیلی خوب است، اصلا یکی از اهداف حکومت اسلامی رفاه مردم است، رفاه خیلی خوب است اما اشرافی گری بد است. چون اشرافی گری نتیجه اش این می شود که هیچ موقع مردم راضی نیستند، یعنی اگر مردم مرتب مصرفشان بالا برود باز ناراضی اند. میدانید کشور ما بالاترین مصرف انرژی را دارد، من دیروز عسلویه بودم، خدمت مجاهدان سرفرازی که آنجا داشتند کار می کردند، توضیح می دادند، فعالیت هایشان را می گفتند، بیشتر این گازی که الان ما در این هفده، هجده سال؛ مجموعه ای که برداشت می شودو تولید می شود و تصویه می شوند، اکثرشان در ایران دارند مصرف می شوند. ما بالا ترین مصرف انرژی را داریم، بالاترین گلایه و نارضایتی از دولت مردان را هم داریم. رفتارهایمان عوض شده، چون نگرش ها عوض شده است، چون جبهه انقلابی نداریم، فعالان انقلابی داریم، گروه های انقلابی داریم، اما شبکه های اجتماعی و جبهه انقلابی نداریم. این درس را باید از امام حسین بیاموزیم. حضرت یک ترکیبی از جبهه درست کرد که منشا آن تمدن سازی بود که برایتان توضیح دادم، یک جبهه ای که حبیب بن مظاهر را دارد، زهیر هم دارد، حُر هم هست ، کودکان و زنان هم هستند، نوجوانان هم هستند. این ترکیب را ببینید بعضی ها به امام حسین(ع) خرده گرفتند آقا تو که داری می روی معلوم نیست به تعبیر عامیانه ما سالم برگردی، این رفتن بازگشت ندارد چرا زن و بچه را می بری؟ حضرت می خواست جبهه تشکیل بدهد، لذا زن و بچه و نوجانان را هم برد، این عزیزان که هرکدامشان شهادتشان یک دردی در دل ما ایجاد کردند، نوجوانانی مثل قاسم بن الحسن، این نوجوانی که امام حسین هم برایش عمو بود هم پدر، بزرگش کرد و تربیتش کرد. شب عاشورا وقتی امام حسین (ع) خطبه خواند، این نوجوان تردید وجودش را آزار می دهد،لذا از عمو سوال کرد عمو جان آیا این وعده شهادت نصیب ماهم می شود؟ امام هم امتحانش کرد؛ امام دارد رکنی از ارکان جبهه خودش را امتحان می کند. عموجان، شهادت نزد تو چگونه است؟ عرض کرد:” احلی من العسل” . حرف نزد فقط، عمل هم کرد، آماده شهادت شد روز عاشورا وقتی اصحاب شهید شدند بعضی از جوانان بنی هاشم هم به شهادت رسیدند، دیدند آمد التماس کرد به عمو، عمو جان اجازه بده وارد میدان بشم باگریه روی دست و پای عمو افتاد در بعضی از مقاتل نوشته اند: مرتب دست و پای امام حسین(ع) را می بوسید، آن قدر بوسید ” حتی اذن له” تا اینکه امام حسین به او اجازه داد. اما می دانید امام حسین(ع) چطور به او جازه داد؟ قاسم را در بغل گرفت آنقدر که آن دوبزرگوار گرسیتند که با زانو بر زمین افتادند، رفت وارد کارزار شد و جنگید وبه شهادت رسید.
بدون نظر

ارسال دیدگاه